خرید بک لینک
یکی دو روزه که من دیگه به مرزی رسیدم که تصمیم گیرنده نیستم . حرفهام و خواسته هام رو گفتم و منتظرم تا بقیه ببینم تصمیمشان چی هست بر همان اساس اینده ام را از نو طراحی میکنم.

اون اقاهه که گفتم گرین کارت گرفته من مخم هنگ کرده بود که اخه چطوری امروز بهم زنگ زد و گفت لاتاری برنده شده ! چ جالب! فکرشو بکنید بین این همه ادم باید یهو این لاتاری برنده بشود! نه اینکه اشکال داشته باشه ها نه مبارکش باشه ولی حس غریبیه بیخ گوش ادم یکی برنده لاتاری گرین کارت بشود. به هرحال این اتفاق افتاده و اون حالا گرین کارت داره هورا هورا هورا خب که چی ؟ فکر نکنید وای خوش به حالش نچ چون هرکجای این کره خاکی سختیهای خودش را داره اما تفاوت نگرش منو حال کنید با اون

من بهش گفتم : ببین رفتی اونجا به این فکر نکن که اینجا خونه داری و خوشبختی و ... مثلا تصور کن اینجا هم بدبخت بودی و خونه و مالی نداری که اونجا گرسنگی و تنهایی و بی خانمانی اوایلش اذیتت کرد بتونی تحمل کنی و جا نزنی و با مشکلات بجنگی و به خودت بگی جز این راهی ندارم خخخخخخ

اون بهم گفت : نه چرا این فکر رو بکنم به خودم میگم داخله ایران خونه و زندگی و ... دارم و حالا امریکا هم همه اینها را با سعی و تلاش برای خودم فراهم میکنم

نگاه! فکر مثبت یک خط و نیم و فکر منفی سه خط حداقل یک خط فشار اضافه بر فکر و ذهن و مغز و ...

حالا نمی دونم ادم الکی خوش باشه زودتر موفق میشه یا خیطی منطقی باشه ؟ البته با توجه به اینکه اونهایی که بیکارن و بی مسئولیت و الکی خوش و ... از گرسنگی نمرده اند و بدون جا و مکان هم باقی نمانده اند احتمالا فکر مثبت داشتن بیشتر از فکر منفی داشتن جواب خواهد داد.

پس منم از حالا به بعد مثبت فکر میکنم و به دنبال پتانسیل های موجود در پیرامونم میگردم.

دوستی بهم گفته مثله باران مهمه که ادم بر کویر بباره یا دشت و دمن و شوره زار نتیجه باریدن در هر زمینی حاصل متفاوت داره ! خدایا باید بگردم دنبال یه زمین مستعد یا خودم یه زمین مستعد باشم و منتظر باران ؟

فرقی نداره در هر حالت من 50 درصد ماجرا هستم و 50 درصد مابقیش موجود نیست هر اندازه هم خوش بین باشم موجود نیست.

...........................................................................................

اما در مورد ادمها بنویسم در مورد خودم و بعضی ادم ها . البته در مورد چهره بد خودم و اون روی سکه خودم که فکر نکنید اینجا همش از خودم تعریف میکنم و ...

من ادمی هستم که گاهی اوقات بدی هایی در حق سایرین انجام دادم و خودم اعتراف میکنم در حق اژدها بدی هایی انجام دادم و در حق بعضی ادمهای دیگه یانه شاید جواب بدی اونها رو منم با بدی داده ام.

در مقابل اژدها مثله خودم کوچک ترین چیزها را نمی بخشه و سندو مدرک نگه میداره تا یه روز اونها را رو کنه و اینکار رو هم میکنه اما تا اون روز برسه ذهنش همیشه چرکینه

نقطه مقابل اون بعضی ادمهای دیگه ایی هستند که دور و برم هستند من اونها رو هم اذیت کردم یا در مقابل بدی اونها من هم بدی کردم یا حتی خیلی بیشتر بدی کردم ولی اونها فراموش کردن و بخشیده اند و ...

واقعا چقدر خوبه که ادمها بتونن ببخشند و یه فرصت دوباره به طرف مقابل خودشان بدهند .

اژدها نمی خواهد که ببخشد و به من فرصت دوباره بدهد ولی من با اینکه خیلی ادم کینه ایی هستم بارها اونو بخشیدم ولی فایده نداشته متاسفانه

در مقابل اینجا همکارهایی دارم که همو رنجانده ایم و کار حتی به جاهای باریک کشیده ولی اونها منو بخشیده اند و من هم اونها را بخشیده ام و چقدر حسه بخششه دو طرفه زیباست

ممکنه من و اون همکارها دیگه به هم اعتماد سابق رو نداشته باشیم اما همین یک لبخند و همین که به هم کمک میکنیم و ... واقعا شیرینه . قبول میکنم که دنیای بدون کینه دنیای قشنگ تری هست اما به شرط اینکه هر دو طرف متنبه شده باشند و دیگه اون کار اشتباه که باعث تنش شده رو انجام ندهند . ادم برای بار اول راحت اعتماد میکنه و برای بار دوم بار هم میشه اعتماد جلب کرد اما اگه از یکی دو بار گذشته دیگه اعتمادی در کار نیست و اگر کسی هم اعتماد کنه حماقته حالا چون شمایید تا سه بار هم اوکی راه داره .

من خیلی روی همه چیز تعصب داشتم ولی روزگارم خردم کرد اونقدر که دیگه تعصب برام خنده داره و سعی میکنم ادم متعصبی در هیچ زمینه ایی نباشم. فکر کنم تعصبی نبودن خودش یه جور عبادت باشه.

........................................................................................

بگذریم بخاطر شرایط جسمیم روزه نیستم . همکارم تا متوجه این ماجرا شده رفته کلی کیک و ... اورده که من گرسنه تا 6 عصر نباشم سر کار با وجود اینکه دعوا های زیادی با هم داشتیم و جار زدم روم نظر داره و ...

نمی دونم به یه مرد تا کجا میشه اعتماد کرد تا کجا میشه اونو بخشید تا کجا میشه بهش تکیه کرد تا کجا میشه مطمئن بود و دستهاش رو گرفت . تا کجا کجا کجا ؟ شاید علت همه مشکلاتم اینه که نمی تونم ادمها و از همه مهمتر مردها رو خوب تشخیص بدهم و بدونم کدام زلاله و کدام خاکستری . الانم نمی دونم سر عشق برام خوراکی اورد یا سر ... به هرحال قرار شد الکی خوش و مثبت نگر باشیم در نتیجه اوکی سر محبت و انسانیت اینکار رو کرده . چه می دونم...

............................................................................................

دله گیگا خیلی گرفته نگا نکنین می نویسه از دردهاش که براتون ننوشته الان طوفان زده است بیچاره دلش ولی آبرو داری میکنه تا ببینه ته ماجرا چی میشه . شاید خودم انسان کاملی نباشم ولی خدا وکیلی انسانم ارزوست.

خب استراحت کنید ماه رمضونی جون ندارید منم نگیرمتون به حرف . خوش و سلامت باشید . طاعاتتان قبول حق

بدرود

برچسب: نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 11:38

صفحه بندی