جواب دو : بله زندگی نه تنها من بلکه همه ادمها فراز و فرود زیاد داره . گاهی خشم میگیریم گاهی میبخشیم گاهی می خندیم و گاهی گریه میکنیم و این اصلا ربط به خود ما نداره بلکه حوادث زندگی هستند که ما را دائما تغییر می دهند و وقتی روزمرگی ها نوشته بشود خب این فراز و فرود ها بیشتر به چشم می آیند.
جواب سه : بله چالش بر انگیز و خب می دانم که شما از هیچ کدام این چالش ها خوشتان نمی اید . امدها مختلف هستند بعضی ها انچه که جامعه می گوید را می پذیرند و بعضی فراتر از افکار جامعه فکر میکنند و به زبان می اورند. من احساس خودم را در خصوص مردان و زنان و حتی خداوندی که می پرستم می گویم و از ها گاهی وقتها استفاده میکنم و میگویم که مردهای دور و بر من این چنین هستند و ... من چیزی که می بینم و احساس میکنم را می نویسم تا مخاطبین من بدانند که در اطراف من مردها و زن ها چه مدلی هستند و با مردان و زنان دور و بر خود مقایسه کنند اگر نتیجه مقایسه مثبت بود می شود اپیدمی و فراگیر مشکل و مسئله و اگر نبود می توان به من گفت که مثلا گیگا اینجا در ناکجایی که تو نمی شناسی مردها اینگونه اند و زن ها اینگونه و جایی در دور دست ها الدورادویی یا مدینه فاضله ایی هست که امن و ارام است و اگر میخواهی به اینجا کوچ کن و سکنی گزین و ... . من می نویسم گاهی وقتها از سر خشم و کینه ولی نه می توانم اوضاع را تغییر بدهم و نه می توانم با کسی بجنگم.
در مورد خدا هم من هرچه می نویسم از دیده ها و شنیده های خودم است . از اینکه به من اموخته اند خدا از رگ گردن به من نزدیک تر است و این خدا رنج کشیدن من را می بیند اما ساکت است و کاری نمی کند ؟ من خدایی را می شناسم که موقع حمله ابرهه مردم خانه اش را به خودش واگذار نمودند و او از خانه اش محافظت کرد و حالا از من محافظت نمی کند من مینویسم خدایی گاه هست و گاه نیست و در حال جستجوی این مطلبم که کجای کار اشکال دارد ! بندگی من ؟ یا خدایی خدا ! و بعد وقتی خودم را بنده بدی می بینم به خودم میگویم اهل بیت که دیگر نمونه ترین ادمهای روی زمین بودند چرا انها پاداش خداپرستی را با درد و کشته شدن و ... گرفته اند و چراهای دیگر که ذهن خودم و خواننده مطالبم را به چالش بکشم و به پرستش خودم و مخاطبینم بعد و عمق بدهم . اینکه چه کسی را و چرا پرستش می کنیم . این افکار برای خیلی ها می تواند خوشایند نباشد مخصوصا افرادی که سنت گرا هستند و خدا را همانگونه باور دارند که در متون و اذهان به انها یاد داده شده است . اما دنیا برای من و شما و همه ادمهای کافر و بی دین و همه ادمهای پیرو ادیان دیگر از یک چارچوب و قاعده استفاده میکند و عدالت دنیا اینگونه است که قوی تر ضعیف تر را له نماید ! حال انکه اموخته ایم خدا می گوید قوی و ضعیف برابر هستند . دنیا یک طرف و خدا یک طرف دیگر ! می دانیم که خدا دنیای ما را ساخته است .پس قوانین خداوند باید بر قوانین دنیا حکم فرما تر باشد ولی بنا به دلایلی مثله وعده بهشت و جهنم چون عملا این خدا در دنیای ما هیچ دخالتی نمی کند وعده بهشت و جهنم به همدیگر میدهیم و سوال من این است که چرا خداوند نقد را رها کرده و ما را به نسیه واگذار نموده است ؟ خداوندی که شیطان فرشته مقربش بود و الان مطرود شده اش ! پس ما هم که اشرف مخلوقات هستیم ممکن است روزی دیگر اشرف مخلوقاتش نباشیم ! و کلا پاداش بهشت و جهنم هرچند زیبا و سهمگین است ولی سالها و سالها انسان ها بیایند و بمیرند و ... که خوب و بد ها از هم جدا شوند !!! نمی شد با دو سه انسان این خوب و بد جدا نمودن ها انجام میشد و بعدا نسل ادم خوب ها می توانستند تولید مثل کنند ؟ حتما باید کلی ادم ناخواسته به این دنیا پا بگذارند تا تبدیل به هیزم جهنم شوند ؟ وقتی تضاد در گرفتار و داستانها و قصه ادمی زاد می بینم و وقتی می دانم برهان نظم و اعتدال نفی میکند هر گونه تضادی را به این فکر می افتم که دو حالت دارد یا برهان نظم و عدالت ما مطابق با برهان نظم و عدالت و اعتدال خداوند نیست و یا .... اون یکی رو نمیشه به زبان اورد. اما یک مخترع اختراعش را تا جای ممکن بدون نقص می سازد . اگر ایراد داشت ورژن جدید وارد بازار میکند ما انسانها هزاران سال است با ایراد هایی مانند هم دیگر کشی . دزدی و قتل و غارت و شهوت و ... زاده می شویم ولی خالق ما فکری به حال بهتر ساختنمان نمی کند فقط یک عده را به بهشت می برد و یک عده را به جهنم ! ما نقاشی هایی هستیم که نقاش ما را کشیده انها که خوب هستند را قاب میکند و انها که خوب نکشیده را مچاله میکند و بعدا می سوزاند! گناه ما چیست اگر نقاش بد این منظره ها را کشیده است؟
خوب بودن و بد بودن ناشی از ذات هر ادم است و ذات خدا دادی است نه اکتسابی ! ما قبل از اینکه به دنیا بیاییم و داخله شکمم مادرانمان تقدیر خوب و یا بد بودن را به ناممان کرده اند و بقیه اش فقط دلخوش کنک های الکی است ! از معاویه یزید و از علی حسین برخلاف این میشد جای امیدواری بود که پدرت هرکه باشد مهم نیست تو می توانی بهتر از او باشی . وقتی عرق خور تا هفت نسل صدای دعایش به خدا نمی رسد بچه های نسل دوم تا هفتم به دنیا نیامده مطرودند حتی اگر خدا خدا کنند و ... .
در انتها به نتیجه ایی می رسم که ترسناک است ولی واقعی اینکه این دنیا و ان دنیا هیچ چیزیش به هیچ چیزی نیست ولی ما ناچاریم زندگی کنیم ! و بهتر است با هم مهربان باشیم چون هیچ کس و هیچ چیزی با ما مهربان نیست و باهم عادلانه رفتار کنیم چون بجز خودمان هیچ کس و هیچ چیزی به فکر عدل و عدالت بین ما نیست و ...
................................................................................
[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 10:0 ] [ giga ] [ ]
برچسب:
نویسنده: بهراد احمدی