خرید بک لینک
شیرین جان اومدم برات بنویسم اما بخش نظراتت باز نمیشه . چند بار اومدم اما بی فایده بود. فقط بدون که برام خیلی عزیزی و هر حرفی می زنی به دلم می نشینه. مطمئن باش به توصیه هات عمل میکنم عزیزم. اینجا یه چیزهایی که اتفاق می افته را می نویسم ولی اعتماد نمیکنم چون جواب اعتماد کردنم را با خیانت گرفتم و درس عبرت شد برام. دوستت دارم .

........................................................................................................

آرامش زیباترین چیزی هست که هر ادم می تونه داخله زندگی داشته باشه. فرض کنید یه ماهی کوچولو هستید داخله امواج بیکران اقیانوس . ماهی های بزرگتر هستند که میتونن شما را بخورن و یا قارچ ها و باکتریهایی که ممکنه بیمارتون کنه و یا تور صیادان واسه شکار کردنتون . از طرفی هم باید فکر این باشید که وسط این همه دشمن و ... بجای مخفی شدن بزنید به دله آب و برای خودتون غذا تهیه کنید. با این فکرها اقیانوس زیبا در نظرتون زشت و تیره و تار میشه . زندگی ما ادمها هم این مدلیه سختی های زیادی داره فکر میکنیم اگه کلاس اول دبستان نمره بیاوریم دیگه همه چیز عالیه اما خیلی زود باید بنشینیم سر کلاس دوم و سوم و ... بعد یه جایی به این نقطه می رسیم که اگه کار پیدا کنیم خوشبختیم ولی بعد از کار پیدا کردن بار احساسه تنهایی میکنیم و شاید تغییر شغل یا ازدواج کنیم بعد ازدواج هوسه بچه و وسایل خونه و زندگی و بعد از مستاجری خریدن خونه و فکر میکنیم خونه که خریدیم دیگه حله اما فردای خرید خونه جدای قرض و بدهی تعمیرات خونه میاد وسط و همسایه های بد و خوب و ... اینها همه و همه هستند و اگه برای داشتن زندگی خوب و خوش ملاک ما اینها باشه زندگی رو باختیم!!! هر کار کنیم خونه عوض کردن - تغییر شغل و شوهر و اثاث و ... فایده نداره و به قوله همکارم همه جا آسمان خدا یک رنگه حالا شاید یه چند درصدی کم رنگ تر و پر رنگ تر.

خوشبختی اینه که بیخیال همه اینها بشوی . مثله ماهی کوچولو یه لحظه چشمهات را ببندی و به روی خودت تمرکز کنی و بگی خوشبختی در بیرون از من و به دست ادمهای دیگه نیست بلکه در درون من هست بعد چشمهات را باز کنی و دیگه از هیچ کس و هیچ چیزی نترسی و مادیات را رها کنی و برای خودت زندگی کنی. از یه شاخه گل قرمز لذت ببری و برای خودت قرار بگذاری که ماهی یکبار بروی حداقل کافی شاپ . رستوران . سینما . پارک . برای خودت هفته ایی یکبار هزینه کنی و یه شاخه گل قرمز بخری و سعی کنی دوستانی در اطرافت داشته باشی که با بودنشان و احساس کردنشان خوش باشی.

اگه الان و در این دوره جدید ما ادمها داغون و خسته و کلافه هستیم بخاطر کمبود امکانات نیست چراکه بعد از جنگ ایران و عراق رفاه و امنیت جامعه خیلی زیاد شده بلکه بخاطر این هست که نمی دونم چرا و چطور بجای اون همه خوبی و صمیمیت و عشق و علاقه و دور هم نشستن بدون فکر مادیات بودن و نقشه برای چاپیدن و استثمار یهویی رنگ عوض کردیم ! وقتی گرگی به اسم عراق و عراقی نبود که ما را نابود کنه احساس خلاء کردیم و خودمان شدیم گرگ و افتادیم به جان همدیگر . چرا ما ادمها عمر کوتاهمان را بجای عشق ورزیدن و عشق دریافت کردن صرف تنفر و نا امیدی و خشم و ظلم و ... می کنیم ؟ باز به قوله دوستی اخه دور از جان همگی کفن که جیب نداره و همه ما ها ک فانی هستیم !

دور از جانه همه من خودم را میگم ولی 99 درصد اونهایی که داخله سرد خونه خوابیدن حتی فکرش رو هم نمی کردند که ممکنه دوساعت دیگه نفس نکشند یعنی اینقدر ممکنه برای زندگی کردن دیر بشه . بیاییم تا فرصت داریم زندگی کنیم و به دیگران فرصت زندگی کردن بدهیم .

بچه که بودم خوبی میکردم تا درحقم خوبی بکنن. خدا را می پرستیدم تا اون هم منو در مواقع نیاز کمک کنه خخخخ خوبی بکنید بدی در جواب می بینید و خدا وقتی نیازش دارید نیست! من خیلی صداش زدم اما نبود باور کنید! با این حال و با وجد اینکه می دونم در جواب خوبی هیچ چیزی عایدم نمیشه تصمیم گرفتم که خوبی کنم و با اینکه می دونم در جواب پرستش هیچ اتفاقی نمی افته تصمیم گرفتم پرستش کنم و البته روی پای خودم بایستم و حقایق زندگی ام را بپذیرم و خودم باشم و فرو نریزم . ما ادمها باید خیلی قوی تر از اینی باشیم که الان هستیم .

البته یه اما هم وجود داره . اما ما ادمها اگر ضعیف هستیم نباید با خودمان ادمهای قوی را به زیر بکشیم و نابود کنیم. مثله دوتا ادم که افتاده اند داخله دریا و یکی شنا بلد هست و دیگری شنا بلد نیست. در چنین مواقعی که ادم عزاییل را جلو چشم خودش می بینه دیگه کار به طرف مقابل نداره و حاضره روی اون بیوفته و بچسبه و هر کاری کنه تا یا باهم نجات پیدا کنن و یا باهم خفه بشوند! اما درست ترش این هست که ادمی که شنا بلد نیست صبر کنه و منتظر باشه ببینه ادمی که شنا باد هست می تونه اونو نجات بدهد یا نه . اگه بله که خوش به حالش شانس اورده و اگه نه مرگ را باید بپذیره حداقل به عنوان تاوان شناکردنی که می تونست آموزش ببینه ولی نرفت و یاد نگرفت .

کاش از خودگذشتگی و ایثار دوباره به قلب همه مردم ایران برگرده اینطوری زنده هم که باشیم به پاکی شهدا هستیم .

..............................................................................................

اسم شهدا اومد وسط من در موردش چیزی ننوشتم و شرمنده ام اما حالا می نویسم . شاید دلیله ننوشتم اطلاعیه سپاه بود که گفته بود حتی شوخی هم در مورد حوادث اخیر نکنید و ... بخیال کاری به این کارها ندارم ولی من باور نکردم!

نمیخوام برای خودم دشمن تراشی کنم ولی خب من سیاست و اقتصاد و کلا همه جنبه های زندگی مردم را به گونه ایی دیگر می بینم و خدا شاهده می دونستم با حملات تروریستی اتفاق افتاده در انگلیس و فرانسه و المان و افغانستان و ... و اینکه عربستان و امریکا انگشت التهام تروریست را گرفتن به سمت ایران اوضاع زیاد به نفع ایران پیش نمی رفت و نیاز داشتیم که یه اتفاق بد برای ایران بیوفته و ایران خبر ساز بشود و البته مظلومیت خودش را هم به جهانیان ثابت کنه !

از طرف دیگه من با اینکه از جنگ و خون ریزی به شدت متنفر هستم ولی مستندهایی که در مورد داعش ساخته شده بوده را تماشا کردم و تا حدودی به شیوه این گروهذاشنا هستم و نمی دونم چرا و چرا و چرا باور نمی کنم که اینها کار گروه داعش بوده باشه! مرقد امام و مجلس !!!! بعد میگن قصد اینا خون ریزی بوده خوب می رفتن بازار تهران که بیشتر خون می ریختن و... نع من باور نمیکنم.

چند تا چیز را خوب میدونم اینکه ایران باید خبر ساز میشد

اینکه باید نشان میداد خودش هم داره زخمیه تروریست میشه

اینکه و اینکه و اینکه بگذریم یه مستند هست در مورد اقای احمد متوسلیان ایشون میگه تلفات کم بهتره تلفات زیاده و من میدونم ک سیاست کثیفه .

بگذریم چیزی که مهمه کشته شدن هموطن هام هست که واقعا قلب ادم رو به درد میاره و من هم مثله همه ایرانی های دیگه برای این مسئله بسیار بسیار متاسفم و ای کاش چنین سناریویی و چنین کشت و کشتاری رو دیگه نه داخله کشور خودم و نه داخل هیچ کشور دیگه ایی شاهدش نباشم.

در خصوص عربستان هم این کشور مهد اسلام هست و جایگاه خانه امن خداوند و من موندم اونهایی که دم از دین و دینداری میزنن چطوری به فکرشون خطور میکنه که انیمیشن جنگی بسازن و تهدید و ... یک کشور مسلمان دیگه رو بکنند. هم سیاستمداران پیر و خرفت عربستان و هم سیاستمدارانی که موافق جنگ با عربستان هستند هر دو باید از این بابت خجالت بکشند. بجای دندان بهم نشان دادن بهتر نیست اختلافات را کنار گذاشت به حرمت اسلام و حضرت محمد و کتاب قرآن ؟

بگیم مرگ بر اسرائیل و امریکا و بعدشم مرگ بر عربستان؟ ما ایرانی ها داریم با خودمان چکار میکنیم ؟همه دنیا بمیرن ما زنده باشیم؟ ادم خوفش میگیره از بعضی تفکرات. می دونین اونهایی که مسئول جنگ و عملیات و ... هست اونقدر همه را به چشم دشمن می بینن که یه جا سیم ترمز و کلاچ می برند و الان دقیقا داره برای وزیران جنگ و سیاستمداران چند کشور این اتفاق می افته . کره شمالی و جنوبی و ژاپن خخخخخ امریکا خخخخ سوریه و عراق و عربستان و یمن و ایران و روسیه خخخخخ چه خبره بابا ؟ نه واقعا چه خبره ؟ نمیشه یک سال کله دنیا هیچ جنگی نباشه ؟ نمیشه جنگ بی جنگ هشتک همه مردم زمین باشه؟ عرضه نداریم یه قلب مصنوعی بسازیم بعدش فرت فرت ادم کشته میشه! اگه ترامپ یه بار می زایید و می دونست برا به دنیا اومدن یه بچه چقدر خدا باید کمک کنه اون موقع از خودش خجالت میکشید.

..................................................................................

گیگا چرا خودتو ناراحت میکنی برای ادمهایی که تو حرص بخوری و نخوری مالیخولیای خودشان رو دارند ؟ رژ لب قرمزت رو بزن . کمرت رو صاف بگیر و به زندگی خودت و ادمهای اطرافیانت برس و توجه کن. دنیای کوچک خودت رو بساز دنیای ادم بزرگها ماله تو نیست.

.................................................................................

دیشب مانتو قبل بارداریم را پوشیدم و دیدم از قسمت کمر و باسن دیگه در حد قرش بده کمر رو هم نیست و کفرم در اومده . دیگه مانتو گشاد نه می دوزم و نه میخرم تا دوباره توی مانتوهای قبل بارداریم جابشوم . این تنبیه منه برای دوباره لاغر شدن. از امروز هم توی رژیمم و شب هم می روم پیاده روی به قصد کشتنه خودم . می دونم از فردا پا درد میاد سراغم و خستگی و بدن درد و ... ولی چ چاره باید برگردم به وزن سابقم و یا حتی کمتر از اون . خدا کنه که طاقت بیاورم اخه الان درسته سایزم رفته بالا ولی به همون اندازه بدنم توان و قوت نداره تا یه خرده گرسنه ام میشه میخواهم که از حال بروم . حالا من تلاشم را میکنم تا ببینم چی میشه . پایه بودین برا لاغری به من بپیوندید. جهت اطلاع هوسه زولبیا و بامیه کردم و دارم می میرم برا خوردن زولبیا و بامیه اما جلوی خودم را گرفتم . امروز هم تا الان فقط آب خوردم .

........................................................................

زیاد نوشتم ولی بخدا باز هم حرف برا نوشتن دارم از پسر عمه و مخاطب و ... اما گناه دارین . باشه برا بعد . خوش باشین .

برچسب: نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 12:24

صفحه بندی