خب هوس آش رشته مامانم رو کرده بودم و فعلا از مامان خبری نیست بنابراین دست و آستین رو زدم بالا و یه آش رشته عجیب و غریب درست کردم ! از وقتی مخاطب خاص رفته یا شوتش کردم از زندگیم بیرون (هنوز کاشف به عمل نیومده کدم یکیه ) یخچال خونه خالیه! پول هست ولی حس خرید کردن ندارم البته باید خجالت میکشید واسه یک کیلو پیاز بخواهد دست دراز کنه از من پول بگیره خخخخ . به هرحال یه دونه پیاز هم داخل خونه نداشتیم ولی در عوض چیزی که هیچ وقت نداریم رو داشتیم اونم کشک پاستوریزه دربسته و نوی نو . این به اون در
. القصه یه آش رشته باحال هم پختم و وروجک دائم می رفت سر میزد ببینه کی پخته میشه که بخوره . ساعت 11 شب اماده شد و موقع خوردن متوجه شدم که همه چیز بهش زدم الا زرد چوبه ! اولش گفتم وایییییی و قیافه ام این مدلی شد
ولی بعد که استفاده کردم ازش خوشم اومد. وروجک هم رفت برداشت با ترس و لرز برا خودش کشید و شروع کرد به خوردن و فقط زیر لب شنیدم که می گفت به به کاش پیاز داغ هم داشت. البته پیاز هم داشتیم ساعت 9 تا 11 شب محال بود پیازداغ درست کنم چون کل خونه بوی پیاز میگرفت و منم وقتی بوی غذا داخل خونه باشه سخت خوابم میبره.
به لطف آش رشته تا 3 شب خوابم نبرد و از اون طرف هم 5 بیدار شدم الان یعنی خمارم و البته معده ام سنگینه .
...........................................................................................
اما مخاطب خاص . امروز ایستاده بود پشت یه ماشین و منو دید می زد با یه چشم ! یکی نیست بهش بگه آخه تو یوز پلنگی؟ خرسی ؟ راز بقاست که کمین کرده ایی خب مثله ادم وایستا نگاه کن!! بعد که دید لو رفته و چشمهای من اونو رو هوا ردیابی کرده از محل استتار خودش اومد بیرون و جلو روم رژه رفت! فکر نکنید قند توی دلم داشت اب میشد نه دیگه گذشت اون موقع ها الان وقتی ادا و اصولش را می دیدم به این فکر میکردم که خب نقشه بعدیش چیه و اینبار چطوری میخواهد جز دله منو دربیاوره . محاله بتونم بهش اعتماد کنم .
البته من براش یه نقشه توپ کشیدم ! الان که نمیگم حالا حالا ها اجراش نمیکنم . میگذارم یک مدت داخل اب نمک باشه .
آ هان یه عکس خوشگل داخل ساحل داشتم یه قسمت کوچیک اون عکس شامل دمپایی هام و انگشتهای پام رو تا یه اندازه ای که خودم صلاح می دونستم برش دادم و گذاشتم عکس پروفایلم یه خورده ای جلز و ولز کنه یه مدته دیگه همین عکس رو با یه نفر میگیرم و منتهی صورت طرف را پاک میکنم و میگذارم پروفایلم خخخ
همه دوستهای صمیمیش که متوجه شدن رابطه ما تیره و تار شده یواشکی اومدن که دل منو بدست بیاورند بیچاره خبر هم نداره فقط کافیه منو ببینه با یکی از اونها تا با پوز بخوره زمین ! تک پر بودم تا توی زندگیم بود نگاه ماه شب 14 هم نکردم فکر کرد عرضه ندارم یکی دیگه رو برا خودم داشته باشم ! حالا صبر کنید تا به وقتش اگه روانیش نکردم گیگا نیستم. طول موجش دسته خودمه میدونم کدوم فرکانس ها منهدمش میکنه . کم کم هنوز داغه اول خنک شه - آروم شه - بچه اش به دنیا بیاد و دنبال پوشک بچه و واق واق مامان بچه عو عو کنه اون موقع نوبت عشق و حاله منه. راستی اونی که ازش برای ادامه نسل کثیفش استفاده کرده بلا نسبت مثله سگه و یه قیافه گندی داره که به لطف بارداری گندتر هم میشه - خلایق هرچه لایق
اوف نیست دیدمش و حالم ازش بهم خورده و خشمگینم دارم همه همه نقشه هام رو اینجا رو میکنم . تا همینجا کافیه
.........................................................................................................
پاورقی : آقایونی که فکر میکنید یه خانم را شکست دادین در هر شرایطی اینو بدونید که همه اینها زاییده فکر و خیال شما برای اینه که خودتون رو گول بزنید . بازنده اصلی در 90 درصد مواقع شما هستین چرا ؟ چون یه مرد هر چقدر هم بی غیرت باشه نمیتونه داشته هاش را ببینه که کس دیگه با خودش میبره
خانمهایی که در حقتون خیانت شده التماس نکنین که برگرده - به پشت سرتون نگاه نکنید- قوی باشین و درس عبرت بگیرین و به کوری چشم همه مردهای این مدلی دوباره عاشق بشین
حرف اخر من اگه عاشق نمیشم برا اینکه قلبم شکسته نیست - عین خیالمم نیست - دلیل دیگه ای داره که خب شخصی هست
تمام
برچسب:
نویسنده: بهراد احمدی