بالاخره عروس شدم ! عروسی که رنگ سپیدی رو ندید و هر قدم که برداشت بیشتر و بیشتر داخل تاریکی فرو رفت. حالا دیگه هر موقع می سم خونه اژدها اونجاست و من به اتاق وروجک پناه می برم و نمی خواهم که باشه اما دیگه راه بازگشتی نیست! خدایا من این زندگی و سرنوشت را نمی خواستم ولی تو بهم رحم نکردی
دیشب اژدها اومده بود که باشه - با کمال پر رویی و بی شرمی اومده بود که شب را خانه ما سپری کنه و من حتی اندازه یک ذره ناقابل بهش علاقه ندارم که عشق پیش کش . خودش هم اینو می دونه که منو تصاحب کرد ولی از من عشقی نخواهد دید.
ساعت نه شب بالش برداشتم و رفتم اتاق وروجک اونو بغل گرفتم و تا صبح همانجا خوابیدم حتی اونقدر دیگه رحم و شفقت ندارم که رو انداز یا زیر اندازی برای اژدها تهیه کنم کلا برای هیچ کس بجز وروجک . اون هر اندازه هم منو اذیت کنه باز دست اخر دوستش دارم . یکی وروجک و یکی هم یک دونه از خواهرهام و علاوه بر اونها اندازه یه کرم شبتاب مخاطب خاص . فحشم ندین این که می بینین سنگه و بی عاطفه یه روزی اسمش دل بود.
به نظر من اژدها نباید می اومد و از این فرصت بدست اومده استفاده میکرد واسه ازدواج ولی خب اومد! او هیچ وقت کنار من عشق را احساس نخواهد کرد و رنج خواهد کشید البته فکر میکنم اینبار برای عشق نیامده و بیشتر به فکر منافع هست. دارایی هام و ارث پدری و امتیازهایی که فقط کنار یک گیگا میتونه اونها را داشته باشه . مهم نیست منم قراره از وجودش استفاده کنم برای اینکه اجازه ندهم دیگه کسی بهم نزدیک بشود. برای من عشق دیگه مرد و البته یه روز به این حرف من خواهی رسید که اصلا عشق در دوره و زمانه ما وجود خارجی نداره به هیچ عنوان - اگرم باشه عشق لحظه ای هست و ابدی نیست . من حاضر بودم همه دار و ندارم را بدهم و یه عشق ابدی برای خودم پیدا کنم که خب نبود - نیست و دیگه دنبالش نمیگردم
پس هر طور شده خودم را به اژدها عادت می دهم و ازش گرگ هم نشد بسازم یه چیزی بالاخره میسازم
...........................................................................
آب سرد رو ریختن روی سر مخاطب خاصم! فکر نمیکرد اینطوری بشه - فکر میکرد اونقدر عاشقم که بخاطرش از بارداری اون خانم و ... می گذرم و می پرم توی آغوشش و حالا ... میگه دیگه نمی گردم که مثله گیگا برای خودم پیدا کنم !!!! چه جالب !!! چند وقت دیگه که آخرین ذره های گیگا داخل تنش محو شد و اکسیرش پرید اون موقع به هر دری میزنه تا ذره ای گیگا برای خودش جایی دور از من پیدا کنه ولی گیر نمی آوره
من ادعایی ندارم هر خانمی میخواهد بیاید و من رو با خودش مقایسه بکند یه ابعادی از من در وجود هیچ موجودی پیدا نمیشه - من اغراق نمیکنم . وقتی قلبم را به کسی که دوست داشته باشم نشان بدهم فرقی نمیکنه اون شخص زن باشه یا مرد دیگه منو رها نمیکنه - مثال بارزش وروجک .
......................
اما در مورد عشقم !! خیلی بزرگه شاید از عرش خدا هم گذشت چون جونم را در ازای یک لحظه عشق حقیقی معامله کردم و حتی شیطان هم از مرگ ترسید و فرصت خواست تا روز قیامت .
این عشق بزرگ را کوچکش کردم و فشرده . انرژی زیادی میخواست و به دیواره های قلبم طوری فشار می اومد که نمی دونستم طاقت می اورم یا می میرم به هرحال اندازه یک اتم اونو کوچکش کردم و داخل دیواره های قلبم مخفیش کردم . هیچ ردی ازش باقی نمانده جز زمانی که داخل ظلمتم و تنهایی خودم ! اون موقع است که نورش به قلبم نور و گرما میده تا زنده باشم و زنده بمانم . ولی یه روز این ذره منفجر میشه مثله یه بمب اتمی کوچک . وقتی زخمام خوب بشه خیلی ها رو زخمی میکنم .
...............................................
بیماری بود ازش قطع امید کرده بودم به زندگی برگشت . سکته مغزی کرده و نصف بدنش بی حسه ولی درست میشه چون گیگا بهش آب حیات رو داده :)
..............................................
اون یارو بود که پشت در اتاقم قدم می زد و می گفتم ازش خوشم نمیاد اون هم ازدواج کرد . بهش میگفتم من مثله کاتالیزورم باور نمی کرد اما در عین ناباوری و در حالیکه امر ازدواج براش مشکل شده بود بالاخره ازدواج کرد مثله خودم روز 5 شنبه ساعت 10 صبح و من همون روز ساعت 4 یا 4 و نیم .
خب حرف کافیه - خوش باشید - برا عشقتون بجنگید مخصوصا اگه آقا هستین - خانمها که در این امر دستشون بسته است .
برچسب: عروس فراری,عروس فراری فیلم کامل,عروس فراری iranproud,عروس فراری دانلود,عروس فراری قاسم افشار,عروس فراری بازیگران,aroos farari , عروس فراری,دانلود فیلم عروس فراری 1999,عروس فراري,رمان عروس فراری,
نویسنده: بهراد احمدی