کلا کل دیروز رو توی چرت بودم و از سر میزم بلند نشدم ! قرار بود هیچی خوراکی نخورم ولی امان از وقتی ادم تصمیم به رژیم میگیره از در و دیوار دیروز خوراکی می بارید . همکارم شیرینی از دواج آورده بود اون یکی سوغات کوچه لاهیجان در انواع مختلف و از همه مهمتر ناهار شرکت شنیسل با پوره سیب زمینی بود ! باید اعتراف کنم که من کلا وقتی پوره سیب زمینی می بینم زانوهام شل میشه ! مگه میشه کسی به پوره سیب زمینی نه بگه ! کلا خدا یکی از موهبتهایی که بنده هاش داده همین سیب زمینیه تنوی - سرخ کده - آب پز لامصب هر مدلیش خوش مزه است. حیف اون سالهای عمرم که توی ترک سیب زمینی بودم اوخ یادم به ته دیگ سیب زمینی اونم استامبلی یا ماکارونی افتاد نه کلا هر مدلش 
القصه همه رو خوردم ولی دیگه شام رو بی خیال نشدم
نگین وای چه شکمو از استرسه کم کم خوب میشه - من وقتی افسرده ام یا استرس دارم بد خوراکی میخورم مثلا هوس یه استخر سالاد الویه میکنم که بروم روی تخته دایپ (اره درسته اسمش؟ماله ژیمناستیک نباشه؟؟؟) و شیرجه با دهن باز داخل الویه ها. خب تا یادم نرفته باید بگم که الویه درست کردن کار هر کسی نیست و خیلی کم پیش میاد کسی بتونه یه سالاد الویه میزون درست کنه ! البته قول میدهم اگه چالش سالاد الویه پزون بگذارن من نفر اول تا دهم بالاخره یکیش می شوم . هرکس سالاد الویه منو خورده برای مدتها خاطره شده واسه اش . البته باید ادم از نوع همه چیز خوار باشین که با دست پخت من حال کنین . آی بدم میاد بعضیا پرهیز غذایی دارن و اینو نمی خورن و اونو نمی خورن ! بیایین دو روز با من بخور بخور بعد تبدیل میشین به یه همه چیز خوار البته بجز شکمبه و کله و پاچه ووااااااای ادم یه جوری میشه ! از چشمهای ماهی هم بدم میاد این موجود نمیشه با چشم بسته بمیره ادم دلش بیاد بخوردش ؟ 
دیشب شام باقی مانده ناهار زشت پریروز داشتیم با ناهار وحشتناکی که اژدها از سر ناچاری پخته بود که ناهار پریروز را گرم نکنه و بخوره خخخخ براش تا حالا آشپزی نکردم ! باید گربه را دم حجله کشت وگرنه منو با سر آشپز رستوران اشتباه میگیره و هر شب انتظار پخت و پز داره ازم . برو بابا گذشت اون زمانی که با جون و دل برا مخاطب خاص کتلت و مرخ سرخ شده و سس مخصوص گیگا را درست میکردم . ( این سس مخصوص را باید یه بار هر کدام بیایین براتون درست کنم و کیف کنید از مزه اش - همه دنبال فرمولش هستند اما به کسی نمیدهم - فقط خیلی تنده اونقدر تند که مسیرش داخل دستگاه گوارش تا اون انتها را با سوزش احساس خواهید کرد ولی چنان انرژی بدون کالری ای بهتون میده که سه بار توی یه سال بروید حج تمتع ها ها ها
)
دیشب با ملوسی خیلی خاصی به اژدها گفتم عزیزم فردا رو ناهار حاضری بخورین و برای منم شام نگذارین !!!! بیچاره اژدها خودم دلم براش میسوخت اگه دل می داشتم که نه ندارم . آهان دیشب دنبال پرچم مشکی برای در خونه بودیم واسه دهه محرم تا اژدها برود و یه چوپ تی برای پرچم بخره و بیاید وروجک رفت و یه ساندویج خرید که جلو چشم اژدها نصف کردیم و زدیم به بدن خخخخخ حالا اونقدر ها هم بدجنس نیستم و دل جویی هم ازش میکنم . مثله قلاب ماهیگیری سل کن سفت کن می کنم یه موقع پر رو نشه .
از مخاطب خاصم بنویسم یا حالت تهوع میگیرن دیگه ؟ می نویسم شما نخونید
امروز او قبل من ورود زد و من هم دقیقا پشت سرش همان جایی که ورود زد منم ورود زدم جایی که دست گذاشته بود دستم را گذاشتم یهویی حسم کرد که ممکنه پشت سرش باشم رفت طرف اتاق شیشه ای و برگشت نگاهم کرد - نباید دقیقا همانجاییکه او ورود کرده بود من هم ورودم را ثبت میکردم و به اشیایی دست می زدم که او قبل من اونها را لمس کرده بود . خیلی خوشحال شد ولی من داخل دلم پشیمان هستم چون دیگه قرار نیست او را خوشحال کنم . او که رفت من هم اومدم طرف مسیر همیشگی که وارد محل کارم بشوم ولی پوست دستم یه احساس دیگه داشت مخفیانه گذاشتمش روی قلبم دستم رو و بعد خودم خودم را ناز کردم ! اینم سهم من عشق ! کاش الان شهریار زنده بود با هم شعر می سرودیم
رئیسم اومد بعدا بقیه حرفها را اضافه میکنم
برچسب: کافئین,کافئین و ریزش مو,کافئین و چربی سوزی,کافئین چیست,کافئین چای سبز,کافئین در بدنسازی,کافئین تزریقی,کافئین در چای,کافئین برگ چای,کافئین در چیست؟,
نویسنده: بهراد احمدی