
ببخشید یه خورده بگیر منظورم رو اژدهای بدون آتش !!!! عمرا بهش حرفی بزنم ولی در کل خیلی ناشی هست
نمی دونم شاید هم از غرشه یه ماده گرگ میترسه
ولی .... بیخیال . نه ؟ آره بیخیال .
اما مخاطب خاص ! اوف دوباره تلفن زد اجازه بدید ببینم چی شده تا بنویسم
.
.
بله داشتم می گفتم که خیلی باهم کلنجار رفتیم - ته قلبم یه کینه خیلی بد هست ازش و یه علاقه خیلی زیاد و این دو تا روی هم تاثیر می گذارند. این را خوب میدانم وجودم اگه داخل زندگیش نباشه خوشحال زندگی نمیکنه و البته خودم هم خیلی سخت میتونم بدون وجودش سر کنم مگه کسی را پیدا کنم که مثل خوبی های او باشه! بدی های او را هم نداشته باشه! خیلی گشتم ولی هر کدام از خصلتهای خوب او را در وجود یک نفر پیدا کردم اما همه را کاملا در وجود یک نفر واحد پیدا نکردم و نمی خواهم که دور و برم خیلی شلوغ باشه بنابراین نمی دونم عذرخواهی او را بپذیرم یا یه خط قرمز برای همیشه بکشم روی خودش و خاطراتش! بدست اوردن راحته ولی نگه داشتن راحت نیست و نمیشه در حال حاضر به هرکسی اعتماد کرد . از طرفی این ادم دیگه ته ته بد بودنش و اینکه از کجا نیش میزنه رو متوجه شدم ولی هر ادم تازه دیگه ای را وارد زندگیم کنم ممکنه روز از نو و روزی از نو باشه. به قول خودش میگه من بهت خیانت کردم ولی در کنارش اینطور بودم و اونطور بودم و از کجا معلوم کسی که وارد زندگیت کردی بهت خیانت نکنه و تازه مثله من برات باشه که تا دهن باز میکردی و چیزی میخواستی برات مهیا میکرد!! ( با احترام به همه آقایون مرد واقعی باید بگویم که دمه مردهای ایرانی گرم که اونقدر توی خوبی و خوب بودن منقرض شده اند که یه چنین موجود مسمومی ادعای ابوعطا بودن میکنه!! اگه انسانیت وجود داشت اگه مرد واقعی واقعی زیاد وجود داشت .اون وقت محاله ممکن بود حتی برای یک لحظه صدایش را بشنوم) حالا سر یک دو راهی ام که آقایون می تونن بهم کمک کنند! اینکه این ادم را در کنار خودم نگه دارم یا قید همه کارهای خوبی که برایم انجام داده را بزنم و از زندگیم محوش کنم؟ ناگفته نماند تجسم اینکه تا چند ماه دیگه اون بچه را در آغوش خواهد کشید همه استخون هام رو خرد میکنه ! فقط فکرش ! حالا دیدن و احساس چنین لحظاتی رو در نظر بگیرید و بهم بگید واقعا کار درست و تصمیم درست چیه ؟
...........................................................................................................
آقا سعید سلام
لطفا و خواهشا خیلی تعصبی با این موضوع برخورد نکن- معلومه ادمی هستی که از جنگ و جهاد خوشت میاد خب منم خوشم میاد از تیر اندازی تا تشریح اسلحه و تاریخچه و ... اش می تونم سر وقت بنویسم بعد هم مسابقه میگذاریم یهویی که مثلا ببینم کدوم یکی بیشتر انواع مین رو میشناسه و ... ولی خواهش میکنم منت اینکه من الان راحت پشت کامپیوترم نشسته ام و جنگ نیست و ... نگذارین سر اینکه بچه های مدافع حرم جنگ ایران را برده اند بیرون کشور و دارند در اصل از ایران محافظت میکنن. اینجا هم پسرهای جوانش همین رو میگویند و ... وارد بحث سیاسی نمی شوم و کاری هم به ارمانهای ادمها ندارم من از دید یه خانم به مسئله نگاه میکنم و میگم در ازاء تولد هر نوزاد پسر یکی یا دوتا نوزاد دختر داریم و هر پسری کشته بشود عملا یکی دو تا دختر تا اخر عمر ممکنه نتوانند ازدواج کنند. حالا خودروی پراید و تصادف و سوانح شغلی و ... حسابی جون اکثرا آقایون را میگیره و ای کاش اجازه ندهیم جنگ باعث کشته شدن مابقی بشود. نگاه کشورمان بکنید! کلی خانم و دختر خانم متعلق به نسلی که آقایونش شهید شده اند روی دست جامعه مانده که خب همه هم نمی تونن خودشان را کنترل کنن یا کلا بدون سرپرست زندگی کنند و ... اون موقع یه عده دیگه از این همه نعمت فراوان سوء استفاده میکنند! توازن جامعه نباید بهم بخوره مخصوصا در کشور سنتی ما که روابط محدود هست و همه رو تحت فشار نگه می دارند و آقایون نمی تونن ازدواج دوم و .. بدون رضایت همسر داشته باشند اما یواشکی میتونن صیغه کنن و ... . اگه جنگ سمت کشور خودمان باشه ببخشید سنگ دلانه می نویسم ولی در کنارش چند تا خانم هم ممکنه شهید بشود ولی وقتی فقط جنس مذکر صادر کنیم و همه هم خوش و خندان شهید بشوند پس با دخترها باید چکار کرد ؟ یا آمپول پسرزایی رایگان پخش کنن که اکثر نوزادها پسر باشن و توازن بهم نخوره یا یه فکر اساسیه دیگه! ما اول باید کشور اسلامی داشته باشیم و خیالمان بابت خواهر و مادر و ناموس خودمان راحت باشه که بعد برا جان خودمان تصمیم بگیریم. پیامبر گفته اند که دین با ازدواج کامل میشه یعنی شیطان جایی که ازدواج نباشه رخنه میکنه . خب وقتی پسر نباشه یا کم باشه و اونها هم که هستن اونقدر دختر فراوانه که حیفشان می آید یکی دو تا رو انتخاب کنن و تا آخر با اونها باشن یه خورده کشته شدن خارج از مرز ،بی انصافیه
به هرحال هر کسی نظری داره و من هم ضمن احترام به همه عقاید نظر خودم را گفتم . رک و راست هم بگویم ای کاش جوان هایی که قصد کشته شدن دارند قبلش ازدواج کنند دو سه تا فقط و فقط بچه پسر داشته باشند و همسرشان که به سن 40 به بالا رسید بروند برای جنگ و جهاد اینو من می تونم بپذیرم اما زن جوان یا دختر بچه اش یا خواهر و مادر تنهایش را ادم بگذاره و برود کشته بشود رو نمی تونم درک کنم چون اینها اوله همه نیاز به حمایت دارند. من دوتا از عزیزترین ادمهای زندگیم را از دست داده ام - شهید شده اند- همیشه ارزو میکنم که ای کاش بودند و از من حمایت میکردند ! اما بخاطر بقیه جانشان را از دست دادند ! بقیه ایی که حاضر نیستند از خودشان بگذرند! از نظر من عادلانه نیست.
راستی اونهایی که جان فشانی میکنن مهربونن و خدا را می شناسند و نامردی نمی کنند و ... اینها اگه داخل جامعه نباشند و الگو نباشند اون موقع چی میشه ؟
...............................................................................................................................................................................
موقع ناهار دیدم همکارم داره با هر قاشق غذا میگه خدایا شکرت خدایا شکرت اولش فکر کردم دیوانه شده است ولی بعد که متوجه شدم یکی دیگه از همکارهام بخاطر سرطان گرسنشه اما نمی تونه غذا بخوره و دهنش را باز کنه منم با هر قاشق غذایی که به دهنم می گذاشتم یه خدایا شکرت میگفتم . اگه نعمت سلامتی دارید بی خیال بقیه چیزها - خوشحال زندگی کنید. اگه سلامت نیستید نا امید نباشید همه یه روزی درد و رنج میکشند و بیماری. پس احساس نکنید فقط خودتون تنها هستید چون نا امید می شوید. و نا امیدی از درد و رنج و دور از جون همه مرگ ، بدتر هست.
فکرش را بکن هر ادمی یه غمی گوشه دلش داره - خداکنه حداقل غمی باشه که گذرا باشه - موندگار نباشه - روح ادم رو اذیت نکنه
کاش هیچ وقت غم و اندوه نبود و همه لبها و روح ها از شادی خندان بود. ان الانسان لفی خسر! جای خنده ای برامون نگذاشته ولی بیایین به این سرنوشت شووووم - به مرگ قلب و احساس و نهایتا جسم هایمان بخندیم و لبخند بزنیم.
به قول یکی دیگه از همکارهام بیایید کارهای خوب کنیم که با مصیبت و بلا پاداش بگیریم . مهم نیست نگذاریم سیاهی ها کور سویی که می زنیم را محو کنند - تا جایی که رمق داریم در مقلبل غمها بایستیم.
اعتراف میکنم من یه غم نه هزارتا غم دارم - تو هم اعتراف کن داخل دلت غمهایی داری که شاید دیگه به اونها حتی عادت کرده باشی ! یا عقده شده باشه برات . کلا مشکلاتی که حل شدنی نیستند ! قلبهایی که وصله پینه ای شده اند ! حالا چشمهایت رو ببند و برای خودت دو تا بال خوشگل از هر رنگی که دوست داری تجسم کن فقط بهت بیایند :) حالا پر پرواز خیال من باش! اول از همه لبخند به روی همه اون غمها و مشکلات تا دلشان آتیش بگیره دوم از همه یه نفس عمیق !!! سوم از همه باهم شیرجه داخل برکه ی شادی !! کسی هم غر نزنه برای شنا باله لازمه نه بال !! گیگایی ها با بال شنا می کنن ! من قایم میشوم پیدایم کنید! مبادا مروارید ماهی ها عقل و هوش از سرتان ببرند و من را فراموش کنید ! 
.................................................................................................................................................................................
دارم می ترکم از اینکه داد بزنم و به یک نفر از ته ته ته ته ته ته ته قلبم بگویم هی فلانی دوووووووستت دارم .
امروز گیگا دلش یه بغل یه آغوش گرم و نرم و مهربون می خواهد! یه آغوش با بوی پر غرور مردانه ! گرم و تابنده! کاش یک رهگذر از اینجا رد میشد ! بدون هیچ حرفی در آغوشم میگرفت ناز و نوازشم میکرد و بعد رهایم میکرد و می رفت ! کاش آغوش ها اینقدر چسبناک و یا مسموم کننده نبود ! کاش درجه حرارت و گرمای آن آغوش به انتخاب من بود! !
هرچقدر می ایم چشمام را ببندم و از سر تعهد و ناچاری اژدها را تجسم کنم ! تصویر وروجک پارازیت می اندازه !! خخخ توی حمام وروجک - اتاق خواب وروجک - دستشووووووووووووووووووویییییییییییییییییییییی وروجک خخخخخخ
ولی خیلی دوستش دارم اشکال نداره .
برچسب: عشق میخوام,عشق میخوام با تو,عشق میخوام نه هوس,میخوامت عشق من,من عشق میخوام,یه عشق میخوام,منم عشق میخوام,من عشق میخوام سریال کره ای,سریال من عشق میخوام,یاسر محمودی عشق میخوام با تو,
نویسنده: بهراد احمدی