خرید بک لینک
دیروز موقع خونه رفتن متوجه شدم دسته کلیدم نیست هر کجا را که شد گشتم ولی پیداش نکردم خیلی شرایطی بدی بود چون داشتم از سرویس جا می ماندم و کلید هم نبود که در اتاقم را قفل کنم . خلاصه با یه عالمه استرس و ... خودم را به سرویس رساندم. نمی دونم چرا وقتی باطری گوشیم یک درصد هست همه اتفاق های بد برام پیش میاد.

امروز تا یک ساعت دیگه باید جمع و جور کنم واسه دانشگاه رفتن و دوباره تراژدی آخر هفته من شروع میشه - از همین حالا وقتی فکر میکنم قرار هست 5 ساعت روی صندلی های چوبی بنشینم خوابم میگیره :)

وروجک و آقای اژدها همچنان جنگهای خودشان را ادامه می دهند ولی من خودم را بی طرف نگه داشته ام . یه خورده این روزها احساس میکنم وروجک داره زیاده روی میکنه و تذکر های منم بی فایده است تا حالا دو سه باری نزدیک بوده کار به گیس و گیس کشی بکشه ولی خودم را کنترل کردم . روز جمعه باید وقت بگذارم و ببینم این موجود چرا داره اینطوری واکنش نشان میدهد.

آهان دنبال یه بافتنی خوشگل واسه فصل زمستون می گردم که هم سبک و هم گرم باشه و حسابی گرم و نرم نگه ام داره و همه جا به پوش باشه و اگه سر خودش کلاه هم داشته باشه دیگه نور علی نور

اگه دور و برتون چنین چیزی رو داخل فروشگاه دیدین به من لطفا اطلاع بدهید . طرفهای ما این این جور چیزها پیدا نمیشه. همش کاپشنه که من خوشم نمیاد از کاپشن - خیلی هم وزن دارند و با وزن کتابهام دیگه رسما له می شوم .

هوس یه خوراکی متفاوت کردم ولی هر اندازه می چرخم خوراکی خاصی پیدا نمی کنم. ایده کسی نداره ؟

مخاطب خاصم خودش رو چسبانده بهم و وعده وعید عوض کردن ماشینم و ... رو بهم داده و اینکه هزینه دانشگاهت با خودم و ... فکر کنم با پول میخواهد قلب شکسته ام را ترمیم کنه !! آخه مگه داریم ؟ مگه میشه ؟ مگه قلب آدم ها خریدنی هستند و قیمت دارند ؟ بیخیال ماشینم همین که هست خوبه نیازی به الطفات خائنین ندارم .

حرف زیاده ولی مجال کم پس تا روزی دیگر بدرود

برچسب: کاموایی,منگوله کاموایی,لباس کاموایی,گل کاموایی,بافت کاموایی,عروسک کاموایی,کلاه کاموایی,کیف کاموایی,توپ کاموایی,دستبند کاموایی, نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 13:05

صفحه بندی