خرید بک لینک
دو سه روزی هست که به شدت بیمار هستم. دیروز باز مثله دفعه قبل کار به جایی رسید که یه بار داخل اتاق وروجک چشمام سیاهی رفت و از حال رفتم و یکبار هم کمی بعدش داخل حیاط. نمیتوانستم روی پاهایم بایستم یعنی تا این اندازه ناتوان شده بودم. تهوع و افت فشار هم ول کنم نبود. اصلا هم مسمومیت غذایی نداشتم.گاهی اوقات از یه بیمار سرطانی ناتوان تر میشوم. فکر کنم تغذیه ام درست نیست یا جذب بدرستی نمیشود.کلی هم آزمایش و ... ولی هیچ دکتری متوجه نمیشود که چرا من به بیماری و درد اینقدر زود واکنش نشان میدهم و توان مقابله با بیماری را ندارم. اهل مصرف هیچ نوع دارویی نیستم و سعی میکنم غذاهای سالم مصرف کنم ولی باز بیفایده است. فکر کنم بیماری ایی دارم که تا حالا کشف نشده خخخ. خب گیگا که باشی احتمالا بیماری ات هم و مشکلات و دردهایت هم نا شناخته باید باشد!

جواب نظرات دوستان باشه برای عصر یا فردا که سر حال تر شدم. دوستی با من هم دردی کرده و گفته مثل من از همین موضوع رنج میبرد. چقدر ناراحت کننده. کاش ادمها اونقدر سنگدل نبودند و به عشق طرف مقابل اهمیت میدادند ولی تا دنیا دنیا بوده قصه گاهی این بوده. خسرو و شیرین و فرهاد

هوس بستنی. دل و جگر. گوشت پخته شده داخل سس .اناناس و اجیل کرده ام درست همون چیزهایی که فعلا نمیتونم به اونها لب بزنم با وضعیتی که دارم. خخخخ هوس بد موقعه !

خب تا همینجا کافیه آهان به شدت عضله درد و استخوان درد هم دارم. یه خورده استراحت میکنم از اینکه به روز کردن وبلاگ دیر شد شرمنده. نیومدم بدونید من ملدم خخخخخ.

عاشق باشید. شاد و دلتون دریایی. به امید روزی که غمی وجود نداشته باشد.

برچسب: بیماری ام اس,بیماری اوتیسم,بیماری پروانه ای,بیماری زونا,بیماری لوپوس,بیماری ای بی,بیماری بهجت,بیماری سل,بیماری نقرس,بیماری ایدز, نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 5:47

صفحه بندی