خرید بک لینک
یادم نبود که امروز باید بروم دانشگاه

روز خیلی سخت و مشکلی را سپری کردم و البته هنوز در پیش رو دارم . تصمیم به جابجایی منزل مسکونی ام گرفتم و ایکی ثانیه یه خونه واسه خودم پیدا کردم ولی یه مشکلاتی مثله چسب بهم چسبیده اند و اجازه نمی دهند که مطابق میل خودم تصمیم بگیرم و عمل کنم - به هرحال مهم نیست - این هم بد یا خوب می گذرد و غمی نیست - وقتی بحث پول وسط باشه بعضی ها برا 10 یا 20 تومن هم حق و نا حقی و نامردی میکنن اختلاف من و طرف مقابل که حدود 2 میلیون هست و هر دو هم حق به جانب هستیم که خب دیگه معلومه درست شدنی نیست. یا باید قید دو میلیون را بزنم و یا نباید بزنم - حالا مسئله این هست - من فکر کنم قیدش را بزنم البته باید طرف سوم هم این مسئله را قبول داشته باشه در این حالت نمیگردم دنبال کسی که حق باهاشه ودیعه میگذارم و کارها را ردیف میکنم - در کوتاه مدت احساس ضرر میکنم ولی در بلند مدت خوبه - طرف دوم که همه جوره نامرده خدا کنه طرف سوم یعنی دارنده خانه جدید باهام راه بیاد و برای کم و کسری پول یه خرده شکیبا باشه - نمی دونم هرچه شد فردا مینویسم

امشب دانشگاه باید بروم از همین حالا خمیازه میکشم از زور خستگی روحی و جسمی ولی مهم نیست کلاس فان هست و خوابم نمیبره - اما بعدش محاله بتونم امتحان دو روز دیگه رو بخونم ولی تلاشم را میکنم

آهان بعدش باید دو تا معاملات املاکی بروم و کلی فک زدن و طرف دوم و همسرش پیرمرد پیرزن متاسفانه خرفتی هستند که وقتی دهن باز میکنند روی طول موج اعصاب من رژه می روند. خلاصه بتونم اونها را تحمل کنم خیلی هست. کلا معادلاتشان را بهم زده ام - همین هم خوبه مسلما من منعطف تر از اونها هستم تا شب دو تا سکته ناقص نزنن خیلی هستش

شاید هم خونه جدید به صلاحم نباشه پس زیاد سعی به کوبیدن این در نمی کنم هرچه شد خوش است. اما همچین هم ریلکس نیستم ها اعتراف میکنم وقتی محاسباتم بهم میریزه خون خونم را میخوره مخصوصا اینکه کلی باید تلاش کنم تا اوضاع را اوکی کنم

کسی اینجا دندان پزشک نیست ؟ نداریم ؟ نه بابا دندان پزشکان هر ثانیه پول پارو میکنن اینجا چکار دارند - بیخیال الکی مثلا اینجا یکی از مخاطبین من دندانپزشکه خطاب به ایشون باید بگویم که یه دندان دارم وقت نمیکنم بروم براش - اگه میشه دارم همینطور که تایپ میکنم اونو منهدم کنید بدون درد و خون ریزی لطفا خخخخ پایه بودین بگین تعارف نکنید خخخخ

دلم خیلی گلبرگ گل سرخ می خواهد که روی تک تک اونها اکلیل نقره ای زده باشند و من با لباس خونه که کلا پارچه کم داره بپرم وسط گلبرگها و اونقدر اونها را به روی خودم بریزم که کل بدنم اکلیلی بشود و مثله ستاره ها بدرخشم . تو باشی برایت چشمک هم میزنم !

برچسب: نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 5:55

صفحه بندی