
خدایا بی قرارم عاشقم اما عشقی ندارم پر از سوز و گدازم پر نور و روشنایی اما اسیر سیاهی خدایا چقدر دل تنگ دستهای مهربونی ام که ماله خودم باشه و مطمئن باشم بهم خیانت نمیکنه دل تنگ دستهای این مدلی که از قدمهاش جا مونده باشم و بدوم و تا رسیدم بهش اونها را بگیرم مبادا داخل روزگار جدا بشیم - گم بشیم - برای هم نمانیم قد و قامتی که هر اندازه که هم باشه برام به بلندای سرو آزاده باشه- سرم را بالا بگیرم تا ببینمش باعث سرفرازیم باشه. و آغوشی که بوی عطر مورد علاقه ام را بدهد همونی که منو به هزارتا خاطره خوب و خ...
ادامه مطلب
خداییش فیلیمینگ اگه نبود من سالی 4000 بار مرده بودم - یعنی فسقل نی نی که بودم می ملدم و نه عاشق میشدم و نه کارمند ! اوف چه رویایی . نمی دونم اون بهتر بود یا این چون آخرش مردنه مردن خخخخخخخ به هرحال واسعه اونها که زنده اند و درد و تب نیمه جونشون میکنه بازهم میگم خدا الکساندر فیلیمینگ را رحمت کنه و البته کاشف الکل جناب جناب خان !@!@ زکریای رازی خودمون در پایان هم یه ایول به کاشف و یا سازنده بتادینباید گفت چرا چون وقتی دیگه پنی سیلین هم جواب نمی ده من چند جرعه از بتادین می نوشم و درجا خوب میشم :) نه شوخی کردم ولی از اونجایی که بد زخمم تنها چیزی که باعث جوش خوردن زخ...
ادامه مطلب