
دیروز چ روز بدی بود! زیاد حال و حوصله نداشتم مخصوصا اینکه مخاطب خاص زیاد بهم زنگ زد و مخم را به کار گرفت.باید یه اعتراف اینجا داشته باشم و اون هم اینکه زندگیم با اژدها اصلا خوب پیش نمیره و اوضاع خوبی باهاش ندارم. اژدها روز به روز بجای بهتر شدن بدتر و بدتر داره میشه و اصلا هم دنبال اصلاح کردن خودش نی...
ادامه مطلب
روزهای سختی را سپری کردم حدود ۳ روز داخل خونه بیماری رو تحمل کردم و بعد اخر کارم به بیمارستان کشید. برای اولین بار بود که از انجام کارهای شخصی خودم هم ناتوان شده بودم. خوبه که وروجک اینجا هست و اونقدر مهربونه که بهم کمک میکنه. البته گیس و گیس کشی هم میکنیم مثلا سر تخت خوابم همیشه دعوا داریم یا مواقعی که مثله الان کنارم روی تخت یک نفره خوابیده و صورتش را به گونه ام چسبانده و باز دمش رو توی گوشم فرو میکنه. این جور مواقع فقط دوست دارم اونو بکشم. هر اندازه هم با لگد و جفتک پرتابش میکنم از تخت بیرون فایده نداره درجا میپره دوباره روی تخت و بنده بله بجز این جور م...
ادامه مطلب