
دیروز خوش و خرم سر کار بودم و اخرهاش یه خرده ایی خوابم گرفت. در حال چرت زدن بودم که حس کردم شرکت زیادی خلوته منم نگاه ساعت و انگار نه انگار بعد یهو به خودم اومدم و متوجه شدم زمان کار به اتمام رسیده و من همچنان دل از میز کارم نمیکنم! زنگ زدم به واحد حمل و نقل و آمار ماشین گرفتم و متوجه شدم اخرین ماشی...
ادامه مطلب
یه خرده ناراحت کننده است که ببینید گیگا از کینه می نویسه و اینکه کسی که اذیتش کنه رو تا ابد نمی بخشه. درسته ادم کینه ایی بودن خوب نیست و منم از ادمهای کینه ای بدم میاد ولی کینه داریم تا کینه. اگه کسی خدای ناکرده از سر تفریح زندگیتون رو خراب کنه ازش کینه به دل نمی گیرید؟ بهتون در اوج اعتمادی که نسبت ...
ادامه مطلب
آقا نیما ادرس وبلاگ ننوشتین - پیدا کردنتون برام اینطوری خیلی مشکله آقا علی نمی دونم امروز سر می زنید یا نه ولی وبلاگتون دیگه جا برا من نداره از بس مخاطب داره و شلوغه 6 بار اومدم حتی نمی تونم نظر بنویسم یه فکری براش بکنید لطفا اصلا نمیشه نظر نوشت شیرین جان به نسخه ات نیاز دارم پس تعارف را بگذار کنار :) مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییی اما زیاد به نتیجه امیدوارم نباش همه جوابم کردن خخخخخخخخ ................. کلی درس و مشق دارم و فرمول و محاسبه یکی بیاد کمک ...
ادامه مطلب
سلام من برگشتم جدای دلتنگی خانواده و خاطرات خوبی که سپری کردم الان خوبم و اومده ام که با شور و شوق زندگی را ادامه بدهم. کلی هم خاطره دارم براتون تعریف کنم ولی نگرانم که حوصله اتان را سرببرم.تحمل کنید دیگه - آفرین اما اول از اینجا براتون می نویسم : صب اصلا میل و رقبت یا رغبت اومدن سرکار را نداشتم و نگاه میکردم که مبادا بخور بخور ایام مسافرت چاقم کرده باشه . خب کابوسم این بود که مانتو فرم شرکت داخل تنم نرود ولی رفت خدا را شکر. کسی متوجه نمیشه اما چون اینجا وبلاگ راست گویی هست باید بنویسم که شکم اوردم یه خورده! خداییش جای من بودید الان کارتون از شکم اوردن تنه...
ادامه مطلب