
بعضی ادمها پتانسیل داشتن آسمان آبی رو ندارن اینها نمی دونن رنگ آبی چیه و چقدر قشنگه و فقط داخله تیرگی ها زندگی میکنند مثله ادمهای شکاک – حسود – مال پرست و ... خب اینها حسابشان جداست اما بعضی ادمها ذاتا سفیدن یا سرخابی یا صورتی ملیح یا رنگین کمانی و خلاصه با هر بد و کم و کاستی رنگ ذاتشان به همه چیز م...
ادامه مطلب
چقدر خوبه که ادم همه حرفهاش را بزنه و خودش باشه - ( داشتم دو رو می شدم چون محاله ممکن بود به مخاطب خاص دیگه واقعیت های زندگی ام را بگویم و همین امر باعث شده بود که وقتی تماس میگیره و مثله گذشته آمار زندگی ام را میگیره کلی دروغ بهش بگویم! بعضی ادمها فکر میکنند که دروغ گفتن یه هنر هست و خیلی باید استاد بود تا تند تند دروغ گفت و همه هم به صورتی باشند که طرف مقابل اصلا متوجه نشود که همگی دروغ اند . خب من از نظر حافظه اوکی ام و اگه دروغی بگویم فراموش نمیکنم که بعدا یه جای دیگه سوتی بدهم ولی دروغ گفتن هر اندازه هم ادم استاد باشه باعث ایجاد فشار مضاعف بر روی ذهن و رو...
ادامه مطلب
سلام اول حرف بد بدها رو بزنم یا حرف خوب خوب ها رو ؟ اول حرف بدبدها : حرفهای اقای لایه لایه خیلی روم تاثیر گذاشت البته نمی دونم ماه کامله چی شده همچین بفهمی نفهمی گرگ دلم بیدار شده و حالت درنده خو اییه یه ماده گرگ را پیدا کردم . مخصوصا دیشب خلاصله کلی خوش اخلاقی کردم و بگو و بخند و خرید و اومدن و ... موقع خواب به وروجک گفتم لباس خواب صورتی بپوشم یا زرد و ... ولی خخخخ بی فایده بود! بنده خدا آقای اژدها دست از سر پتو و پشتی بر نمیداشت. دست آخر با اینکه همه سرما خورده بودیم گفتم اوف گرمه گرمه و کولر زدم که ناچار باشه از جاش بلند بشود و داخل اتاق بخوابد اون هم نامردی ن...
ادامه مطلب
اونقدر خسته بودم که امروز حس و حال سر کار اومدن را نداشتم ولی خب اومدم. منتهی دائم خوابم میگیره . انگاری معتاد قهوه شده ام یعنی تا نخورم انرژی لازم را پیدا نمیکنم. امروز آقای لایه لایه اول صبحی اومد اتاقم تا در مورد اتفاقات روز چهارشنبه از من سوال بپرسه که خب جواب دادم . بعد هم بحث را کشید سمت موضوع ازدواجم و اینکه باید چطوری زندگیم را مدیریت کنم. معمولا این حرفها را مامان ها به بچه هایشان یاد می دهند ولی خب من چون زیاد مادرم در کنارم نبوده در این جور مسائل واقعا بی تجربه هستم و بنده خدا آقای لایه لایه با کلی لفافه و زور و اینکه حرف خارج از حدود و .. نباشه ...
ادامه مطلب
کلی حرف دارم ولی خب امروز روز پر کاری هست و زود باید بروم سراغ کارهام دیروز مخاطب خاص برام تلگرام شماره قدیمی پیام داده خدایی ازدواج کردی ؟ پ نه پ منتظرم تو بچه دومت رو هم به دنیا بیاوری بعد که متوجه شد با اژدها رقیب عشقی اش ازدواج کردم کلا پنچر شد - از همه بدتر اینکه بقیه دارن جای خالیش رو برام پر می کنند دیشب بعد مدتها من و اژدها و وروجک دور هم جم شدیم و خندیدیم انگاری داریم کم کم به هم عادت میکنیم - نمی دونم شاید عادت کردن از عاشق بودن بهتر باشه راستی مردها معمولا در نهایت کسی رو انتخاب میکنن که بهش عادت دارند نه اون کسی که عاشقش هستند. البته نه عادت تک...
ادامه مطلب
سلام به مخاطبین خوب و همراهم - معمولا دوست ندارم مطالب جدیدم نامه ای باشه ولی خب امروز مجبورم که مخاطبینم را مخاطب قرار بدهم. عزیزان اول از همه اینکه اومدنتون به این وبلاگ باعث مسرت من هست البته نه برای بالاتر رفتن امار بازدید کنندگانم چون من کلا هر چند مدت یکبار پاکش میکنم و دنبال امار گیری نیستم . دلم خواسته اینجا محلی باشه برای به چالش کشیدن افکار و عقاید خودمان و یادگیری و کمک به بهتر شدن زندگی همدیگه - اینکه از مشکلات هم بگیم و سعی کنیم حداقل فکری و روحی به هم کمک کنیم ابنکه دیگه خرجی نداره ؟ سو استفاده هم نیست اما یه اما و ولی وجود داره اون هم اینک...
ادامه مطلب
سلام من برگشتم جدای دلتنگی خانواده و خاطرات خوبی که سپری کردم الان خوبم و اومده ام که با شور و شوق زندگی را ادامه بدهم. کلی هم خاطره دارم براتون تعریف کنم ولی نگرانم که حوصله اتان را سرببرم.تحمل کنید دیگه - آفرین اما اول از اینجا براتون می نویسم : صب اصلا میل و رقبت یا رغبت اومدن سرکار را نداشتم و نگاه میکردم که مبادا بخور بخور ایام مسافرت چاقم کرده باشه . خب کابوسم این بود که مانتو فرم شرکت داخل تنم نرود ولی رفت خدا را شکر. کسی متوجه نمیشه اما چون اینجا وبلاگ راست گویی هست باید بنویسم که شکم اوردم یه خورده! خداییش جای من بودید الان کارتون از شکم اوردن تنه...
ادامه مطلب