لبهات میخنده چشمات گریه میکنه

متن مرتبط با «در هم و بر هم» در سایت لبهات میخنده چشمات گریه میکنه نوشته شده است

یک آغوشه گرم

  • نیلوبلاگ

    دیروز خوش و خرم سر کار بودم و اخرهاش یه خرده ایی خوابم گرفت. در حال چرت زدن بودم که حس کردم شرکت زیادی خلوته منم نگاه ساعت و انگار نه انگار بعد یهو به خودم اومدم و متوجه شدم زمان کار به اتمام رسیده و من همچنان دل از میز کارم نمیکنم! زنگ زدم به واحد حمل و نقل و آمار ماشین گرفتم و متوجه شدم اخرین ماشی...

    ادامه مطلب
  • وسط جبهه سرنوشت

  • نیلوبلاگ

    یکی دو روزه که من دیگه به مرزی رسیدم که تصمیم گیرنده نیستم . حرفهام و خواسته هام رو گفتم و منتظرم تا بقیه ببینم تصمیمشان چی هست بر همان اساس اینده ام را از نو طراحی میکنم.اون اقاهه که گفتم گرین کارت گرفته من مخم هنگ کرده بود که اخه چطوری امروز بهم زنگ زد و گفت لاتاری برنده شده ! چ جالب! فکرشو بکنید ...

    ادامه مطلب
  • پناه هم باشیم

  • نیلوبلاگ

    سلامرفتم به مادرم سر زدم و برگشتم اومدم . خواهر ها را دیدم و بچه های اونها را که چقدر با نمک هستند. دو تا از خواهر هام بچه های سه و دو ساله دارند قد کوتاه و راه می روند و باهم بازی میکنند و دنیایی دارند برای خودشان. اژدها که هیچ بچه ایی را دوست نداره برای اولین بار بچه خواهرم که 3 ساله هست را دید و ...

    ادامه مطلب
  • عجب تعطیلاتی بود

  • نیلوبلاگ

    یه خرده تنبل شدم یا بی انگیزه . هرچی که هست زیاد علاقه ندارم که بیایم سرکار و بیشتر دوست دارم داخله خونه باشم البته به ندرت از خونه هم می زنم بیرون و بیشتر اوقات خودم را داخله خونه سرگرم میکنم. این تعطیلات هم مزید علت شد تا راحت و اسوده داخله خونه باشم و به کار و استراحت بپردازم. فعلا همه چیز خوب و ...

    ادامه مطلب
  • از هر دری سخنی

  • نیلوبلاگ

    یه وقتهایی هر اندازه هم ک نجیب باشی – چادری باشی – مومن باشی- باید دامنت رو و پاچه شلوارت رو بالا بزنی! باید اون لباسهای تیره و گشاد را بریزی دور و یه لباس قرمز چسبون بپوشی! قدیما اگه بود و مثلا اگه در سال قبل از 1000 هجری قمری می خواستم به کسی توصیه بکنم احتمالا هرگز اینو نمی گفتم. اما الان سال بر...

    ادامه مطلب
  • یک روی دیگر سکه

  • نیلوبلاگ

    یه خرده ناراحت کننده است که ببینید گیگا از کینه می نویسه و اینکه کسی که اذیتش کنه رو تا ابد نمی بخشه. درسته ادم کینه ایی بودن خوب نیست و منم از ادمهای کینه ای بدم میاد ولی کینه داریم تا کینه. اگه کسی خدای ناکرده از سر تفریح زندگیتون رو خراب کنه ازش کینه به دل نمی گیرید؟ بهتون در اوج اعتمادی که نسبت ...

    ادامه مطلب
  • اوووف انتخابات !!!!

  • نیلوبلاگ

    سلام به همگی و صبحتون عالی امیدوارم ک خوب و خوش باشیداول اینکه من باور نمیکردم اینهمه ادم بروند و رای بدهند خیلی برام جالب بود. منطقه ما که ساعت 12 شب بود ولی باز هم همه بیرون از خانه و بعضا داخله مساجد بودن واسه رای دادن !!! بگم افرین ؟ آپنیر ؟ چی بگم ؟ هیچی نمیگم . فقط میگم امیدوارم همه چیز ختم به...

    ادامه مطلب
  • رنگ پریده و غمگین اما همچنان استوار

  • نیلوبلاگ

    دیروز چ روز بدی بود! زیاد حال و حوصله نداشتم مخصوصا اینکه مخاطب خاص زیاد بهم زنگ زد و مخم را به کار گرفت.باید یه اعتراف اینجا داشته باشم و اون هم اینکه زندگیم با اژدها اصلا خوب پیش نمیره و اوضاع خوبی باهاش ندارم. اژدها روز به روز بجای بهتر شدن بدتر و بدتر داره میشه و اصلا هم دنبال اصلاح کردن خودش نی...

    ادامه مطلب
  • چرا یهو اسمان آبی تیره و تار می شود!

  • نیلوبلاگ

    بعضی ادمها پتانسیل داشتن آسمان آبی رو ندارن اینها نمی دونن رنگ آبی چیه و چقدر قشنگه و فقط داخله تیرگی ها زندگی میکنند مثله ادمهای شکاک – حسود – مال پرست و ... خب اینها حسابشان جداست اما بعضی ادمها ذاتا سفیدن یا سرخابی یا صورتی ملیح یا رنگین کمانی و خلاصه با هر بد و کم و کاستی رنگ ذاتشان به همه چیز م...

    ادامه مطلب
  • خوبم میخواهم خوب تر باشم

  • نیلوبلاگ

    دعا - پرستش - نیایش- دست به دامن خدا بردن برای یک نفس بیشتر کشیدن برای رهایی از مرگ و بیماری و همه کم و کاستی هایی که خدا عمدا در وجود و زندگی ما انسانها قرار داده است !غریب واژه ایی است انسان و غریب واژه تری است خدا ! برهان نظم خواندم و فلسفه و عرفان و قران و داستان پیامبران و ... و ... به خدایی رس...

    ادامه مطلب
  • دلم تو رو میخواهد و نوازش مهربانت را :)

  • نیلوبلاگ

    دیروز موقع ناهار نمی دونم چرا کند ناهار میخوردم و رستوران شرکت هم خالی بود تا حدودی و اون شلوغی قبل رو نداشت فکر کنم خیلی ها به استقبال ماه رمضان رفته باشند. یه کباب کوبیده نیمه سرد و برنج ایرانی دم نکشیده و یه گوجه کبابی که هنوز کال بود و دوتا کاسه کوچک سالاد بدون سس مایونز و ابلیمو و کلا هیچی و ی...

    ادامه مطلب
  • چقدر احساس

  • نیلوبلاگ

    روزهایی که دل ادم گرفته است یا خسته و کوفته از آزارهای روحی چقدر دل نشین هست که به خلوت خودش بیاید و کلی احساس و گل سرخ قلبی شکل اینجا دریافت کند - من امروز با بذل لطف شما مخاطبین عزیزم چنین هستم. تشکر یکی از فانتزی هایم داشتن خونه ای نقلی و ساده اما مانند خونه های لاس وگاس امریکا هست فقط بدور از اسراف و زیاده روی . چیزی که اون خونه ها متمایز هست حمام خونه هست که نور گیره و دلباز و هر کدام دنیایی داره برای خودش . اعتراف میکنم من شاید یکی از معدود ادمهایی باشم که به حمام و دستشویی و تخت خواب و اشپزخونه اهمیت ویژه میدهم !! نه فکر کنید روی منظور و قصد این را می نویسم نه اصلا . از بچگی به این چهار مورد وسواس عجیبی داشتم و متاسفانه مادرم دقت کافی را نداشت. شاید بی دقتی مادرم باعث شد که من هر شب ...

    ادامه مطلب
  • روز و روزگار

  • نیلوبلاگ

    مثله دو شب پیش باز دیشب هم درگیر کارهای چرند و پرند بودم ! وضعیت سلامتیم به دلیل استرس و ... به شدت بهم ریخته و به روز دارم کارهای روزمره ام را انجام میدهم خلاصه اتفاقات دیشب این که دارم خونه ام را عوض میکنم و تا یکی دو هفته دیگر خیلی درگیر هستم . ممکن هست بدلیل بیماری و مشغله زیاد کاری و درسی تا روز شنبه - یکشنبه نتوانم وبلاگم را به روز رسانی کنم - اما در این فاصله فراموشم نکنید.منم قول که اگه فرصتی پیدا کردم زودتر وبلاگم را به روز رسانی کنم اوف اونقدر بیمارم که نمی تونم درست و حسابی تایپ کنم - تن شما سالم باشه یه خورده بروم استراحت کنم ببینم اوضاعم بهتر میشه یا نه ( امید الکیه - ثانیه به ثانیه داره بدتر میشه ) روزهاتون سبز و زیبا - آبی دل باشید حتی اگه پرسپلیسی هستید....

    ادامه مطلب
  • نوشته هام پرید!

  • نیلوبلاگ

    یادم نبود که امروز باید بروم دانشگاه روز خیلی سخت و مشکلی را سپری کردم و البته هنوز در پیش رو دارم . تصمیم به جابجایی منزل مسکونی ام گرفتم و ایکی ثانیه یه خونه واسه خودم پیدا کردم ولی یه مشکلاتی مثله چسب بهم چسبیده اند و اجازه نمی دهند که مطابق میل خودم تصمیم بگیرم و عمل کنم - به هرحال مهم نیست - این هم بد یا خوب می گذرد و غمی نیست - وقتی بحث پول وسط باشه بعضی ها برا 10 یا 20 تومن هم حق و نا حقی و نامردی میکنن اختلاف من و طرف مقابل که حدود 2 میلیون هست و هر دو هم حق به جانب هستیم که خب دیگه معلومه درست شدنی نیست. یا باید قید دو میلیون را بزنم و یا نباید بزنم - حالا م...

    ادامه مطلب
  • عجب وضعی

  • نیلوبلاگ

    آقای اژدها میخواست دیشب به مسافرت برود ولی موکول کرد به فردا شب. دیشب یه جر و بحث الکی دیگه اومد وسط و اقای اژدها دق دل پروفایل مخاطب خاص را روی سر من خالی کرد. اخه ما دو تا چیزهای ست داریم مثله ساعت و ... وقتی مخاطب خاص از اونها عکس پروفایل میگذاره یا هدیه هایی که من بهش داده بودم این طرف آقای اژدها زبانه های اتش خشمش همه چیز را خاکستر میکنه از جمله قلب و احساس من رو . دیشب هم کلی ذوق و شوق داشتم، وقتی رسیدم خونه هیچ کدام نبودند اما کمی بعد از راه رسیدند وهر کدام غر و شکوه و شکایت و لبخند روی لبهام ماسید! ماجرا از این قرار بود که وروجک اونو جلوی دوستهاش مسخره...

    ادامه مطلب
  • حرف دلمو زدم

  • نیلوبلاگ

    دوستانی اینجا دارم که با کل دنیا عوضشان نمی کنم . روزی که غمگین و تنها این وبلاگ را در ناکجا آباد بلاگفا می ساختم حتی فکرش را هم نمی کردم عزیزانی مخاطبم باشند که منو درک کنند و سلول سلول بدنشان درد و رنجی که من میکشم را احساس کند ولی خدا را شکر الان چنین عزیزانی را در کنار خودم دارم. نمی بینم و نمی شنومتان ولی برایم عزیز هستید. بالاخره به مخاطب خاصم گفتم که تصمیمم قاطع هست و دیگه نمیخواهم به آن زندگی و مردی که در اوج امید و عشقی که نسبت بهش داشتم منو تنها گذاشت، برگردم . خب وقتی یه مرد پیشنهاد ماشین و پول و ... می دهد انتظار دارد در مقابل صد درصد او و اشتباه...

    ادامه مطلب
  • کاموایی

  • نیلوبلاگ

    دیروز موقع خونه رفتن متوجه شدم دسته کلیدم نیست هر کجا را که شد گشتم ولی پیداش نکردم خیلی شرایطی بدی بود چون داشتم از سرویس جا می ماندم و کلید هم نبود که در اتاقم را قفل کنم . خلاصه با یه عالمه استرس و ... خودم را به سرویس رساندم. نمی دونم چرا وقتی باطری گوشیم یک درصد هست همه اتفاق های بد برام پیش میاد. امروز تا یک ساعت دیگه باید جمع و جور کنم واسه دانشگاه رفتن و دوباره تراژدی آخر هفته من شروع میشه - از همین حالا وقتی فکر میکنم قرار هست 5 ساعت روی صندلی های چوبی بنشینم خوابم میگیره :) وروجک و آقای اژدها همچنان جنگهای خودشان را ادامه می دهند ولی من خودم را ب...

    ادامه مطلب
  • عشق میخوام :)

  • نیلوبلاگ

    سلام اول حرف بد بدها رو بزنم یا حرف خوب خوب ها رو ؟ اول حرف بدبدها : حرفهای اقای لایه لایه خیلی روم تاثیر گذاشت البته نمی دونم ماه کامله چی شده همچین بفهمی نفهمی گرگ دلم بیدار شده و حالت درنده خو اییه یه ماده گرگ را پیدا کردم . مخصوصا دیشب خلاصله کلی خوش اخلاقی کردم و بگو و بخند و خرید و اومدن و ... موقع خواب به وروجک گفتم لباس خواب صورتی بپوشم یا زرد و ... ولی خخخخ بی فایده بود! بنده خدا آقای اژدها دست از سر پتو و پشتی بر نمیداشت. دست آخر با اینکه همه سرما خورده بودیم گفتم اوف گرمه گرمه و کولر زدم که ناچار باشه از جاش بلند بشود و داخل اتاق بخوابد اون هم نامردی ن...

    ادامه مطلب
  • در هم و بر هم

  • نیلوبلاگ

    سلام امروز چهارشنبه است پس صبح همگی چایی قند پهلو!! آخش آخر این هفته هم از راه داره میرسه یه خورده حرفهای درهم و برهم : اول اینکه صابون انتی باکتریان استفاده نکنید فسیل می شوید حالا مارک خوبی که فسیل نکنه و نرمی و لطافت و پاکیزگی بدهد سراغ دارید به منم بگید . شامپو بدن هم به کار من نمیاد منو سرسره میکنه هرچی و هرکار میکنم لیزیش به تنم می مانه دوم اینکه خوش به حال اونها که خونه آفتابگیر یا حیاط دار دارند و ... آفتاب ضد افسردگی و خواب الودگیه و از همه مهم تر ویتامین دی به بدن می رسانه و باید روزی 10 دقیقه حمام افتاب گرفت//// ما داخل حیاط خونه زیر افتاب یه دوش سیا...

    ادامه مطلب
  • یه روز پر کار

  • نیلوبلاگ

    کلی حرف دارم ولی خب امروز روز پر کاری هست و زود باید بروم سراغ کارهام دیروز مخاطب خاص برام تلگرام شماره قدیمی پیام داده خدایی ازدواج کردی ؟ پ نه پ منتظرم تو بچه دومت رو هم به دنیا بیاوری بعد که متوجه شد با اژدها رقیب عشقی اش ازدواج کردم کلا پنچر شد - از همه بدتر اینکه بقیه دارن جای خالیش رو برام پر می کنند دیشب بعد مدتها من و اژدها و وروجک دور هم جم شدیم و خندیدیم انگاری داریم کم کم به هم عادت میکنیم - نمی دونم شاید عادت کردن از عاشق بودن بهتر باشه راستی مردها معمولا در نهایت کسی رو انتخاب میکنن که بهش عادت دارند نه اون کسی که عاشقش هستند. البته نه عادت تک...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    عجب وضعیه | عجب وضعی | حرف دلمو زدم | منگوله کاموایی | لباس کاموایی | گل کاموایی | بافت کاموایی | عروسک کاموایی | کلاه کاموایی | کیف کاموایی