لبهات میخنده چشمات گریه میکنه

متن مرتبط با «بیماری ام اس» در سایت لبهات میخنده چشمات گریه میکنه نوشته شده است

سلام

  • نیلوبلاگ

    1- هنوز هم مطالبتون را می خونم هر چند نظر نمیدم دلیل این هم که نظر نمیدم این هست که ......2- مطالبتون که بر گرفته از سبک زندگی شخصی خودتونه گاه ....3- حتما میفرمایید کجایش چالش بر انگیز است؟ جواب یک : سلام دلم براتون تنگ میشه اینطوری ولی همین که هستید کافیه و البته دوست دارم مطالبی بنویسید و من را ...

    ادامه مطلب
  • رنگ پریده و غمگین اما همچنان استوار

  • نیلوبلاگ

    دیروز چ روز بدی بود! زیاد حال و حوصله نداشتم مخصوصا اینکه مخاطب خاص زیاد بهم زنگ زد و مخم را به کار گرفت.باید یه اعتراف اینجا داشته باشم و اون هم اینکه زندگیم با اژدها اصلا خوب پیش نمیره و اوضاع خوبی باهاش ندارم. اژدها روز به روز بجای بهتر شدن بدتر و بدتر داره میشه و اصلا هم دنبال اصلاح کردن خودش نی...

    ادامه مطلب
  • چرا یهو اسمان آبی تیره و تار می شود!

  • نیلوبلاگ

    بعضی ادمها پتانسیل داشتن آسمان آبی رو ندارن اینها نمی دونن رنگ آبی چیه و چقدر قشنگه و فقط داخله تیرگی ها زندگی میکنند مثله ادمهای شکاک – حسود – مال پرست و ... خب اینها حسابشان جداست اما بعضی ادمها ذاتا سفیدن یا سرخابی یا صورتی ملیح یا رنگین کمانی و خلاصه با هر بد و کم و کاستی رنگ ذاتشان به همه چیز م...

    ادامه مطلب
  • امان امان امان

  • نیلوبلاگ

    بنظرتون یه مرد به چه سنی برسه دست از شیطنت بر میداره ؟ کلا سن و سال ملاکه یا یه مرحله ایی ؟ مثلا از کنکور عبور کنه از خط عابر پیاده از مشکلات از خدای ناکرده بیماری صعب العلاج ؟ نه واقعا کی توبه میکنه و دست بر میداره ؟یه زن چطور ؟ اون کی دیگه نامه های عاشقانه باعت تپش قلبش نمیشه و ... چرا می پرسم ؟ ...

    ادامه مطلب
  • چقدر احساس

  • نیلوبلاگ

    روزهایی که دل ادم گرفته است یا خسته و کوفته از آزارهای روحی چقدر دل نشین هست که به خلوت خودش بیاید و کلی احساس و گل سرخ قلبی شکل اینجا دریافت کند - من امروز با بذل لطف شما مخاطبین عزیزم چنین هستم. تشکر یکی از فانتزی هایم داشتن خونه ای نقلی و ساده اما مانند خونه های لاس وگاس امریکا هست فقط بدور از اسراف و زیاده روی . چیزی که اون خونه ها متمایز هست حمام خونه هست که نور گیره و دلباز و هر کدام دنیایی داره برای خودش . اعتراف میکنم من شاید یکی از معدود ادمهایی باشم که به حمام و دستشویی و تخت خواب و اشپزخونه اهمیت ویژه میدهم !! نه فکر کنید روی منظور و قصد این را می نویسم نه اصلا . از بچگی به این چهار مورد وسواس عجیبی داشتم و متاسفانه مادرم دقت کافی را نداشت. شاید بی دقتی مادرم باعث شد که من هر شب ...

    ادامه مطلب
  • نوشته هام پرید!

  • نیلوبلاگ

    یادم نبود که امروز باید بروم دانشگاه روز خیلی سخت و مشکلی را سپری کردم و البته هنوز در پیش رو دارم . تصمیم به جابجایی منزل مسکونی ام گرفتم و ایکی ثانیه یه خونه واسه خودم پیدا کردم ولی یه مشکلاتی مثله چسب بهم چسبیده اند و اجازه نمی دهند که مطابق میل خودم تصمیم بگیرم و عمل کنم - به هرحال مهم نیست - این هم بد یا خوب می گذرد و غمی نیست - وقتی بحث پول وسط باشه بعضی ها برا 10 یا 20 تومن هم حق و نا حقی و نامردی میکنن اختلاف من و طرف مقابل که حدود 2 میلیون هست و هر دو هم حق به جانب هستیم که خب دیگه معلومه درست شدنی نیست. یا باید قید دو میلیون را بزنم و یا نباید بزنم - حالا م...

    ادامه مطلب
  • بیماری

  • نیلوبلاگ

    دو سه روزی هست که به شدت بیمار هستم. دیروز باز مثله دفعه قبل کار به جایی رسید که یه بار داخل اتاق وروجک چشمام سیاهی رفت و از حال رفتم و یکبار هم کمی بعدش داخل حیاط. نمیتوانستم روی پاهایم بایستم یعنی تا این اندازه ناتوان شده بودم. تهوع و افت فشار هم ول کنم نبود. اصلا هم مسمومیت غذایی نداشتم.گاهی اوقات از یه بیمار سرطانی ناتوان تر میشوم. فکر کنم تغذیه ام درست نیست یا جذب بدرستی نمیشود.کلی هم آزمایش و ... ولی هیچ دکتری متوجه نمیشود که چرا من به بیماری و درد اینقدر زود واکنش نشان میدهم و توان مقابله با بیماری را ندارم. اهل مصرف هیچ نوع دارویی نیستم و سعی میکنم غ...

    ادامه مطلب
  • کاموایی

  • نیلوبلاگ

    دیروز موقع خونه رفتن متوجه شدم دسته کلیدم نیست هر کجا را که شد گشتم ولی پیداش نکردم خیلی شرایطی بدی بود چون داشتم از سرویس جا می ماندم و کلید هم نبود که در اتاقم را قفل کنم . خلاصه با یه عالمه استرس و ... خودم را به سرویس رساندم. نمی دونم چرا وقتی باطری گوشیم یک درصد هست همه اتفاق های بد برام پیش میاد. امروز تا یک ساعت دیگه باید جمع و جور کنم واسه دانشگاه رفتن و دوباره تراژدی آخر هفته من شروع میشه - از همین حالا وقتی فکر میکنم قرار هست 5 ساعت روی صندلی های چوبی بنشینم خوابم میگیره :) وروجک و آقای اژدها همچنان جنگهای خودشان را ادامه می دهند ولی من خودم را ب...

    ادامه مطلب
  • عشق میخوام :)

  • نیلوبلاگ

    سلام اول حرف بد بدها رو بزنم یا حرف خوب خوب ها رو ؟ اول حرف بدبدها : حرفهای اقای لایه لایه خیلی روم تاثیر گذاشت البته نمی دونم ماه کامله چی شده همچین بفهمی نفهمی گرگ دلم بیدار شده و حالت درنده خو اییه یه ماده گرگ را پیدا کردم . مخصوصا دیشب خلاصله کلی خوش اخلاقی کردم و بگو و بخند و خرید و اومدن و ... موقع خواب به وروجک گفتم لباس خواب صورتی بپوشم یا زرد و ... ولی خخخخ بی فایده بود! بنده خدا آقای اژدها دست از سر پتو و پشتی بر نمیداشت. دست آخر با اینکه همه سرما خورده بودیم گفتم اوف گرمه گرمه و کولر زدم که ناچار باشه از جاش بلند بشود و داخل اتاق بخوابد اون هم نامردی ن...

    ادامه مطلب
  • شام غریبان

  • نیلوبلاگ

    روزهای سختی را سپری کردم حدود ۳ روز داخل خونه بیماری رو تحمل کردم و بعد اخر کارم به بیمارستان کشید. برای اولین بار بود که از انجام کارهای شخصی خودم هم ناتوان شده بودم. خوبه که وروجک اینجا هست و اونقدر مهربونه که بهم کمک میکنه. البته گیس و گیس کشی هم میکنیم مثلا سر تخت خوابم همیشه دعوا داریم یا مواقعی که مثله الان کنارم روی تخت یک نفره خوابیده و صورتش را به گونه ام چسبانده و باز دمش رو توی گوشم فرو میکنه. این جور مواقع فقط دوست دارم اونو بکشم. هر اندازه هم با لگد و جفتک پرتابش میکنم از تخت بیرون فایده نداره درجا میپره دوباره روی تخت و بنده بله بجز این جور م...

    ادامه مطلب
  • میام میام

  • نیلوبلاگ

    سلام به همه اون عزیزانی که منتظر جواب من هستند امروز اینترنتم مشکل داره وارد وبلاگ ها نمیتونم بشوم به محض رفع مشکل به همگی سر میزنم. تشکر...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    بیماری ام اس | بیماری اوتیسم | بیماری پروانه ای | بیماری زونا | بیماری لوپوس | بیماری ای بی | بیماری بهجت | بیماری سل | بیماری نقرس | بیماری ایدز